یه‌ قاچ از زندگی من ...
داستان روزمرگی، دلنوشته،طنز نویسی ،خاطره نویسی و...


برچسب نزنیم!


اگه میبینی خیلی میخوابم آروم بیدارم کن و دلیل خوابیدن زیادم بپرس و نگو تو آسونترین راه رو انتخاب کردی و همیشه خوابی!

اینکه قبل و بعد خوابم کلافه ام مسخره ام نکن بپرس چرا بیدارشدنم بیشتر داره کلافه ام میکنه!

اگه میبینی ساعت ها پشت میز نشستم و پشت سیستمم یا تو گوشی ام نگو مشکل معده ات به این ربط داره که سرم تو گوشیه! ازم بپرس چمه!

اگه میبینی دارم پشت هم چرت و پرت میخورم ولی لب به غذا نمیزنم ازم بپرس هنوز ترس از چاقی تو وجودم مونده یا نه! بپرس چرا هنوز از غذا خوردن میترسم ولی میتونم پشت بهم همه چی رو بخورم و ببلعم رسما ولی به غذا میرسم میترسم!

نگو چرا کل حقوقت رو میدی جای آت و آشغال اگه اون پول رو جمع میکردی الان ماشین داشتی!!!!!!!!!!

اگه میبینی تو برنامه هاتون شرکت نمیکنم و فلان گالری و همایش و کافه و رستوران نمیام نگو چرا خودتو قایم کردی!؟ تو از ما خوشت نمیاد! ببین من پول اسنپ رو هم دارم یانه! ببین من هنوز ترس اجتماعیم رو دارم یا نه!؟

اگه میبینی جواب تماس هات رو نمیدم ولی حضوری ببینمت ساعت ها به حرفات گوش میدم. مسخره ام نکن بپرس شرایط خونمون اوکی بود اون موقع که زنگ زدم؟ تو بیدار بودی اون موقع؟ داشتی گریه میکردی باز؟ یا باز فریز شده بودی و ساعت ها به دیوار رو به روت خیره شده بودی!

اگه میبینی حرفایی رو بهت میزنم که به هیچکی نمگیم و درد ودل میکنم بعد اینکه از دوتا مشکل ام سر بسته خبر دار شدی نگو وای مگه دست و پات رو قطع کردن مگه چیه حالا!؟ فقط خفه شو درکم کن! نذار به این باور برسم هیچکس رو دور و برم ندارم که شعور همدلی رو داشته باشه!

اگه میبنی تنهام نگو بخاطر اینه لباس خوب نمیپوشی و کافه نمیری! ادم و اجتماعی نیستی! نه من واسه ادمای امن زندگیم اجتماعی ترین و شادترین و هیجان انگیز ترین روی خودم میشم!

اگه میبینی...

♥ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند ۱۴۰۳ ساعت 1:41 توسط زهراموسوی :

Design By : Bia2skin.ir