اونقدری که تو این سفر برای بدی ها گریه کردم برای خوشی هاش نخندیدم...
تولد بیست سالگیمم به تف ترین حالت ممکن گذشت
سلام بیست سالگی مضخرف من...
میرم پیش ممد حسن تا حالا نرفتم ولی میگن خیلی شفا میده.
یعنی انقدر ابرو پیش خدا داره اگه سر خاکش دعا کنم قبول میکنه
میرم که دعا کنم...
هممون مسافریم، یکی اون دنیا...یکی اون سر دنیا...یکی هم مثه من هر سال ازنا
!
همه چی همراهمه از جمله تنقلات و چارتا آهنگ!
از اون خوبا
گیسو پریشان / جانم باش آرون افشار که محشره اصلا صدای این پسر از بهشته❤️
دیروز تازه فهمیدم که چقدر سختی کشیده و یه شبه نبوده این موفقیت...
راهی مسافرتی ام که به زور راهیم کردن😂
ولی فقط سری اول که ماشین تو راه خراب سد برگشتیم، اما این سری دوتا دلیل محکم بود که راهیم کرد
اول از همه وعده ی رفتن به مُمِد حسن (درست نوشتم!؟) و دوم فال حافظ
بهم گفت برو و با دوستانت معاشرت کن تا از غم و افسردگی دور بشی
امیدوارم که بهم خوش بگذره راستش درباره ی دانشگاه هم نگرانم که حقیقت رو نگفتم و هی بخوان سوال بپرسن من معذب میشم چون دروغ بلد نیستم بگم.
خیلی ضایع دروغ میگم یعنی طرف میفهمه اما پشت تلفن راحت دروغ گفتم
بهتر حال خوبی و بدی بود میام میگم😁😁