یه‌ قاچ از زندگی من ...
داستان روزمرگی، دلنوشته،طنز نویسی ،خاطره نویسی و...


به یک ادم یک رو خشخاشی نیازمندم!


اقا من اعتراف میکنم که خیلی ادم دورویی نیستم!

یک رو هم نیستم

یه ادم چهار رویی ام که لنگه ندارم

وبلاگ یه مدل

روبیکا یه مدل

اینستا یه مدل

زندگیم یه مدل

ولی خداییش مدل زندگیم خیلی خوبه همش خواب راحت

نه 

اصلانم راحت نیست تو رو خدا بهم انرژی مثبت بدید 

دلم نمیخواد کل تابستون رو خواب باشم

خسته ام خسته

الان این مدل وبلاگم بود

همش عصبی ... ناراحت... دِپ

دیدید چقدر بده!؟

حالا زندگیمم دقیقا همینه ولی همش غر و ناراحتیم ماله خودمه ...درواقع کسی به حرفام گوش نمیده

مدل روبیکام چون از اول ورودم شلنگ تخته انداختم طنز نوشتم تا دوتا فاز غم برمیدارم هشتا فالور کم میکنم

ای کاش این تو زندگیم بود منتها به جاش ورن کم میکردم

برعکس کیلو کیلو چاق میکنم گرم گرم لاغر 

مدل اینستا که اصلا بیا منو با بیل برن 

انقدر حال بهم زن و مسخره ام

یعنی یه ادم فاز فرهنگی برداشته ی فیگور هنری ام

بنظرم دارم به فنا میرم

ولی معتقدم اگه توی دنیای واقعی بهم بها میدادن دنبال ادمش تو مجازی نبودم  

حالا شما هم انرژی مثبت مجازی بهم بدید 

فکر کنم معتاد مجازی شدم


برچسبـهـ ـا : احوال نویس
♥ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۸ ساعت 3:39 توسط زهراموسوی :

خواهرشوهر های بد😁


واقعا ما رو باید نمونه کرد برای کل عالم تکیم بخدا

عاغا بعد عمری من و ابجیم نیت کردیم بریم سینما

چشمتون روز بد نبینه من و ابجی بزرگه و ابجی متوسطه از لحاظ سایز نه!!!

ترتیب مد نظره

به نیت فیلم «شبی که ماه کامل شد» رفتیم سینما و «تگزاس۲» رو دیدیم

و این درحالیه که من «تگزاس ۱» رو هم ندیده بودم

به هر حال بعلت ابنکه سانس رو اشباهی اومدیم تگزاس رو هم از نصفه دیدیم ولی سانس بعدی هم موندیم و دقیقا سر نصف فیلم مثل بچه های مودب و حلال خور بلند شدیم و رفتیم

و این اصلا به تموم شدن چیپس و پفک و تنقلات ربطی نداشت

چرا داشت لامصبا آدمای  سانس بعدی از قوم تاتار هم بد تر بودن کل سالن سینما رو بوی چیبس و پفک برداشت نامردا از پشت زدن

ما هم طاقتمون همزمان با پولامون تموم شده بود

خلاصه ما  خواهر شوهرای بد بدون اینکه به عروس بگیم رفتیم گردش

و با این عنوان که مگه اون رفت شوشتر و شیراز تفریحو مشهد و... به ما گفت!؟

و با این فکر به حیاتمون ادامه دادیم تا امشب

عروسمون گفت که از روبیکا فیلم گرفته تو فلش امشب همه دور هم ببینیم.

بنظرتون چه فیلمی بود!؟

تگزاس ۲

مگه میشه !؟ مگه داریمتون رو بزارید کنار چون داریم.

همه که مثل ما خسیس نیستن تکی برن فیلم ببین از روی پرده فیلمبرداری نکنن تا ملت هم حال ببرن

یه ادمای خیری پیدا میشه که میان فیلم از رو پرده میگیرن تا باقی هم فیض ببرن

اصلا ادم کف میکنه یه سری انسان نیکوکار میبینه که ساخته شدن تا روحیه ادما رو قهوه ای کنن

باور کنید اونقدری که من حرص خوردم تو لحظه لحظه ی این فیلم تکراری و خودمو به نفهمی زدم که مثلا من فیلم رو ندیدم.

خوده عوامل فیلم از لو رفتن فیلم حرص نخوردن.

خیلی احمقانه است خودتو به کوچه علی چپ بزنی وقتی کوچه علی چپ بن بست باشه

تازه باید هیجان به خرج هم می دادیم واقعا ری اکشن های من و خواهرم دیدنی بود

تا ما باشیم خواهر شوهر ای بدی نشیم تک خوری نکنیم و این جوری تو کاسمون نذارن شانسه ما داریم!؟

تازه طرف که از روی پرده فیلمبرداری کرده ته فیلم رو نتوسته دزدی کنه و باید مثل بقیه خانواده تظاهر میکردم که نا پدری ساسان بعد اینکه تیر خورد مرد

در صورتی که داستان ادامه داشت...


برچسبـهـ ـا : احوال نویس, طنزنویس
♥ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۸ ساعت 2:56 توسط زهراموسوی :

Design By : Bia2skin.ir