یه‌ قاچ از زندگی من ...
داستان روزمرگی، دلنوشته،طنز نویسی ،خاطره نویسی و...


حرفم رو پس میگیرم


خب میخوام قبول کنم فقط واکنشم به قضیه پس گرفتن رمانم پرخاشگرانه بود!

ولی نکه از موضع خودم بیام پایین و به اونا تماما حق بدم

ولی اینکه میخواستم برم تو یه سایت دیگه یکم پرخاشگرانه بود، پس به مدیر اصلی پیام دادم و گفتم که ناراحت بودم و میخواستم برم ولی الان فهمیدم شما هم حق داشتید و دل شکسته بودید.

حالا بماند که چیشد اینو گفتم.

خب دیگه فکر کنم بعد بیست چهار سال عمر دارم بلاخره بزرگ میشم

♥ نوشته شده در پنجشنبه ششم مهر ۱۴۰۲ ساعت 0:53 توسط زهراموسوی :

وقتی عصبی هستید بنویسد یا ننویسید؟


وقتی عصبی هستید بنویسید؟ حتی به غلط!

مثه نوشته قبلیم که هر کی بخونه میگه دو کلاس سوادم ندارم!

ولی دوستان من همین چند خطم میدونم قرار گند بزنم جون عصبیم و ای که معلومه جمله بندی هام میریزه بهم!

حوصله هم ندارم برم ویرایش کنم!

اینو گفتم که نیاید بگید تو که میگی نویسنده ای چرا نوشته ات پر از ایراد نگارشیه!

نگید لطفا!

حوصله ندارم واقعا

و اینکه فقط بهم سایت پر بازدید برای نشر رمانم پیشنهاد بدید

با تشکر فراوان

♥ نوشته شده در دوشنبه سوم مهر ۱۴۰۲ ساعت 0:27 توسط زهراموسوی :

رمان رو ازم گرفتن


دو هفته بیشتره که درگیر اینم که رمانم رو که انجمن، نویسندگی که اسمش رو نمیبرم، از دسترسم خارج کرده رو پس بگیرم!

انقدر که تو حرف زدنشون تحقیرم کردن و من باز صبوری کردم و التماس و خواهش کردم که از خودم بدم اومد.

با اون همه دویدن ها من، هنوز هم بهم ندادنش! و اعصابم رو خورد کرده!

دلم میخواد رمانم رو به محض اینکه بهم دادن بردارم و ببرم یه سایت دیگه منتشر کنم و دلم خنک شه

اعصابم خورده که تو این سن هنوز رمانم رو چاپ نکردم و بدتر اینکه انقدر احمق بودم که التماس این و اون کردم.

از طرفی هم بهشون پیام دادم که حالا میگید رمانم رو تموم کنم و میذارید در اختیارم و منت میذارید!

حداقل از رمانم حمایت کنید تا دیده بشه! آخه انجمنی که ناظر نداره و بازدید نداره و کلا دو تا رمان درحال تایپ داره نشون دهنده اینه که به نویسنده هاش اهمیت نمیده

نمونه اش من که رمانم رو از دسترسم خارج کردن هیچ تحقیرمم کردن.

شما چی میگید!؟ رگ غیرتم بزنه بالا و رمانم رو به محض آزادی بردارم و ببرم یه سایت دیگه که بازدیدش بالاست و حمایت میکنه!؟

این دو هفته که همش اعصابم خورد بود و ناراحت بودم سر این بود که همش کارم شده بود التماس!

حتی بلد نیستن دلگرم کننده حرف بزنن!

انقدر عصبی بودم که و احساساتم تحت حرف اون مدیره قرار گرفته بود که، خودمم تو ذهنم خومو تحقیر میکردم و حس بد بهم منتقل شده بود!

لطفا بهم بگید که رمانم رو تو چه پلتفرمی منتشر کنم بهتره؟

بهم پیشنهاد بدید.

مرسییییییییییییییییییییییییییییییییییی

♥ نوشته شده در دوشنبه سوم مهر ۱۴۰۲ ساعت 0:22 توسط زهراموسوی :

خواب بد


بیاید بهم بگید چطور میتونم کمتر بخوابم!؟

درسته مدت طولانی کمبود خواب و استرس داشتم؛ ولی اینم غیر طبیعیه!

کسل/ بی حال/ دنبال یه بالشت واسه خواب!

نه بیشتر اوقات به بالشت هم نمیرسه!

کپه مرگم رو میذارم!

♥ نوشته شده در یکشنبه دوم مهر ۱۴۰۲ ساعت 23:20 توسط زهراموسوی :

Design By : Bia2skin.ir