یه‌ قاچ از زندگی من ...
داستان روزمرگی، دلنوشته،طنز نویسی ،خاطره نویسی و...


رفتار زشت


من رو وسط خیابون ول کرد تا باقی رو اسنپ بگيرم

اسنپ خنگ کلی منو رو کاشت

ساعت سه ظهر

استرس و اضطراب

سرگیجه

سرگیجه

سرگیجه

♥ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی ۱۴۰۲ ساعت 2:7 توسط زهراموسوی :

سواله برام!


چرا هنوز یه رابطه عاشقانه رو تجربه نکردم؟

لطفا کسی نیاد بگه خوش به حالت و از مزایای سینگلی و مصیبت های تو رابطه بودن برام بگه!

24 سالمه و حق دارم در این باره کنجکاو بشم.

و هنوز نمیدونم چرا تا متوجه میشم کسی ازم خوشش اومده زود دکش میکنم!

و از همه عجیب تر چرا هنوز دارم به اون پسری که 20 مهر سال 98 دیدمش فکر میکنم!

خب شبیه شخصیت خیالیم بود اوکی اسمش هم دقیقا آرش بود اوکی

ولی .................................

من از این بابت عصبیم

و اینجا محل تخلیه روحیه داغون منه!

لطفا کسی برام نظ اعصاب خورد کن نذاره!

حرفای گل و بلبل هم نمیخوام

نمیدونم حتی چی میخوام بشنوم

ولی محتاط کامنت بذارید

از دوستای مهربونی هم که برام کامنت گذاشتن و من بهشون سر نزدم معذرت میخوام چون من بعد مدتی اومدم و الان میخوام بشینم نظراتتون رو بخونم

هر چند فکر کنم زیاد هم نیستن!

♥ نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی ۱۴۰۲ ساعت 0:51 توسط زهراموسوی :

Design By : Bia2skin.ir