منی که همیشه درکش میکردم و همیشه حمایتش میکردم
امروز بد ضربه خوردم
یادم افتاد که هر بار من این کار رو در قبال ادمای اطرافم انجام میدم و اونا به راحتی میتونن هیولای درونشون رو نشون بدن.
همیشه درباره مشکلاتش حرف میزد و من با درک اینکه این رفتارا تو کدوم خاطره بچگیش ریشه کرده بهش دلداری میدادم و همیشه طرفش رو میگرفتم و چون اونقدر شعور داشتم بدونم کسی که سفره دلش رو واسمم باز میکنه دنبال اینه که یه نفر حرفاش و خوب بشنوه و درکش کنه. و بتونه درست راهنماییش کنه!
اما اون در کمال بیشعوری امروز بعد اینکه باز هم چندین ساعت مخ من رو خورد و درباره مشکلاتش برای بار هزارم حرف زد
بهم میگه میبینی من با چه مشکلاتی دسته و پنجه نرم میکنم؟
تو چی؟ تو فقط میگی افسرده ام و میگیری ساعت ها میخوابی! ببین بعضیا چه مشکلاتی دارن!
بهش گفتم اگه دست و پامم قطع بود باز میتونستی بگی تو فقط داری ادا در میار یو میتونی پاشی راه بری و چیزی رو هم برداری بلند کنی در حالی دست و پا ندارم!؟
بهش گفتم چرا هنوز شعور جامعه در قبال افسردگی پایینه!؟
گفتم اگه زمانی منم درکش نمیکردم با اینکه افسرده بودم ولی حداقل درباره اش مطالعه کردم تا نطر احمقانه دیگه ندم!
بهش گفتم اگه سرطان جسم یه نفر رو میکشه و به روحیه اش هم اسیب میزنه
افسردگی هم روح اون ادم رو میکشه و به جسمش اسیب میزنه!
بهش گفتم چون از مشکلاتم نگفتم برات و یه دوبار دهن باز کردم اونمم سر بسته حرف زدم، سختت شد باهام همدلی کنی؟
بهمم گفت نه تو میتونی بری بیرون لباس خوب بپوشی و با ما بیای کافه و اینا
گفتم فکر میکنی نمیخوام!؟ وقتی به خودم میام میبنم واسه یه بیرون رفتن ساده صدتا فیلتر رو باید رد کنم
وقتی میبینم پولم هیچ وقت به اندازه ای نبوده که بتونم با خیال راحت یه تاکسی بگیرم تا اون کافه کوفتی که میگی خودمو برسونم!
وقتی که همیشه دارم با پدر و برادر مریضم زندگی میکنم تو خونه و همیشه درگیر مشکلات اونا بودم.
خونه ما همیشه جنگ بوده باباعه بوده اون نبوده داداشا بودن!
کی من رنگ ارامش دیدم؟ کی تونستم با یه پسر رابطه عاشقانه داشته باشم که تکیه کنم به اون؟
دیگه نگفتم که تو یه مشکل ساده رو بولد میکنی و با شوهرت ده روز میری تفریح که اون مشکل رو بشوری ببری!
بعد میگه خب به خواستگارا جواب مثبت بده! تو که دختر قانعی هستی فقط از خونتون برو که انقدر نگی افسرده اممگه محیط چقدر میتونه تاثیر بذاره!؟
بهش گفتم یه گلدون رو بهش برس یه گلدون هم پرت کن تو تاریک یببین کدوم واست گل میده!؟
بعد بهش گفتم مد شده میگن دخترا آهن پرستن پسرا اگه ببینن دختره تو یه خانواده پر جمعیته و پدر مریض داره سمتش نمیرن
گفت نه اینطور نی!
بهش گفتم اره نیست ولی فلانی چند ساله میگه میخواد منو از ترس خواهر و مادرش نمیاد سمتم از بس گفتن ما دستمون به دهنمون نمیرسه! اینم از پسری که آهن پرست نیست!
دیگه داشتم رد میدادم اخه همیشه مراعاتش رومیکردم
دیگه گفتم تو خودت اگه داداش داشتی و باباتم بانکی نبود نمیتونستی انقدر پز خواستگاری زیادت رو بدی!
بعد بهش گفتم چرا میگی من قانعم!؟ مگه من چمه که بخوام سریع با یکی ازدواج کنم و برم!/ مگه خودمو از سر راه اوردم؟
من بابام رو نتونستم انتخاب کنم ولی میتونم شوهرم رو خودم انتخاب کنم که زندگی بهتری داشته باشم!؟
بهش گفتم دیگه دور از واقعیت با من صحبت نکن ! من خودم ته همه چی رو میدونم و ده تا ده تا مشاوره میدم
ولی برای خودم تو اطرافم کسی رو ندارم از این به بعد هم باهات درد و دل نمیکنم!
انگار من خوشم میاد ساعت ها میخوابم
من میخوابم که جنگ و دعوا و زندگی پر تتنش رو نبینم اوایل اینطور بود ولی الان سال هاست که مغزم خاموش میکنه همه چی
و یهو به خودم میام مبینم خوابیدم درحالی کلی برنامه ریخته بودم.
یا دارم به اون برنامه عمل میکنم یهو میبینم دارم به مشکلاتم فکر میکنم!
نمیدونه من وقتی از خواب بیدار میشم میشینم گریه میکنم که چرا خوابیدم !؟
چند سری که خودمو ده بار سیلی زدم
مونده بودم چرا بیهوش میشم!
من خودم بیشتر از همه دلسوز خودمه!
وقتی میخوام واسه روحیه ام برم لباس بخرم که تیپم بروز تر بشه که این به خودش اجازه نده مسخره ام کنه ولی میبنیم حقوم نمیرسه!!
دارم کلاس میرم مهارت یاد بگیرم دارم قسط میدم دارم هر کاری میکنم تلاش میکنم که اوضاع بهتر بشه ولی نمیشه!
من نرمال بزرگ نشدم که بخوام یه شبه همه چی رو نرمال کنم.
ولی دلم شکست دلم گرفت که ادما دست میذارن رو مشکلاتم!
من همینجوریشم دارم با دردای جسمم رنج میکشم از مشکلات سیاتیک و کمرم و ستون فقراتم و معده درد و مشکلات هورمونی !
اونوقت نشسته بالا منبر از اینکه باباش چرا با اینکه ازدواج کرده پول تو جیبیش رو بیشتر نکرده یا دیر تر ریخته حرف میزنه! منه احمقم دلداریش میدم!
چون معتقد بودم هر کی به اندازه ظرفش خدا درد میده!
اما الان دیگه به این باور ندارم
به قول اجیم یکی دردش اینه ماشینش چرا مدل بالاتر نمیشه و حرص میخوره
یکی دردش اینه ویلچرش خراب شده و نمیتونه بهترش رو بگیره
یکی قطع نخاعه رو زمینه!
اره همه مشکل دارن! ولی مشکل داریم تا مشکل
من دیگه خودمو درگیر مشکلات اون نمیکنم و از مشکلاتم بهش نمیگم
اینجا هم نمیگم
اصلا کسی مسئول مشکلات کسی نیست.
ادم با خودش حل کنه بهتره
یا کسی که صادقانه مشکلات رو درک کنه وهمدلی کنه.
من از کسی راهکار نخواستم که بهم پیشنهاد میده برم ازدواج کنم ؟
من فقط همدلی میخواستم! که غلط کردم
همکار رفیق نمیشه!
چند ساعت بعدشم جلو چشم خودم و رییسم زیرآبم رو زد که اره ببین شما دارید الکی کاراش رو بزرگ میکنید اون زحمتی نمیکشه اگه میکشه منم میکشم ولی من دیده نمیشم!
پیک می!
اره راست میگه کار میکنه فقط تو اکسپلور اینستا و تماس تصوری هایی که با اکیپش میگیره و ده بار هم میگه من واسه سرگرمی اینجام مثه تو خودمو واسه کار نمیکشم!
این در حالیه که من ده بار پشتش دراومدم و هواش رو داشتم هر کی پشتش حرف زد حمایتش کردم
احمقم من! احمق!