یه‌ قاچ از زندگی من ...
داستان روزمرگی، دلنوشته،طنز نویسی ،خاطره نویسی و...


دلم تنگ شده


دلم واسه زمان های کوتاهی از نوجوونیم تنگ شده!

زمانی که تازه تو گروه های چت تلگرام و بی تالک و تانگو عضو شده بودم و انقدر از این گروه به اون با دوستامون میرفتیم که دیگه همه میشناختیم همه رو

اگه اشتباه نکنم سال 92 یا 93 بود! تازه اومده بودن.

یادش بخیر انگار یه خواب بود!

اون موقع شایعه میکردن هک میکنن و حجم نت هم زیاد میبرد و من یه هفته نصب کردم و اونجا رو سرم گذاشتم و بعدش ترسیدم از شایعات و پاکش کردم ولی بعدش که نصب کردم دیگه اون گروه ها رونداشتم

یادش بخیر

زمان کمی بود ولی خاطرات بامزه ای داشت!

نمیدونم حاضرم برگردم به اون سال ها و یه روز از اون روزا رو تجربه کنم.

♥ نوشته شده در جمعه سوم اسفند ۱۴۰۳ ساعت 14:5 توسط زهراموسوی :

Design By : Bia2skin.ir