یه‌ قاچ از زندگی من ...
داستان روزمرگی، دلنوشته،طنز نویسی ،خاطره نویسی و...


من و بیماریم


بلاخره شجاعت این رو پیدا کردم درباره ی بیماریم حرف بزنم 

 

تا کی سکوت و سکون

من از پانزده سالگی با بیماریم آشنا شدم و از سیزده سالگی درد کشیدم و میدونم درد ادامه داره اما می‌خوام من طرد شده رو تنها ندارید🤝💚

پیج اینستاگرام و روبیکا رو افتتاح کردم دیگه از آبرو نمی‌ترسم

من چیزی برای ازدست دادن ندارم

@zmsa_srs

لطفا فراموشش نکنید

و مثل همیشه من همچنان به حیاتم ادامه میدم

 


برچسبـهـ ـا : احوال نویس, پیج
♥ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت 11:55 توسط زهراموسوی :

Design By : Bia2skin.ir