یه‌ قاچ از زندگی من ...
داستان روزمرگی، دلنوشته،طنز نویسی ،خاطره نویسی و...


از پفک هیجان انگیز تر تو زندگی من چیه؟!


از صبح که بیدارشدم حس صبح روز سیزده بدر رو داشتم

بعله قراره بریم گردش 

کجا؟! 

سید عباس یکم باید از شهر خارج شیم

قبلا هم سید عباس رفتم میشه گفت بالای ده بار از بچگی

هر بار هم بهم خوش گذشت

امروز هم که دارم میرم امید‌وا م بهم خوش بگذره

کلی خوراکی موراکی آبجیم خریده

خب جایی که پفک باشه معلومه که خوش میگذره

 

دیروز آرزو کردم ...امروز برآورده شد

امروز بنظر روز خوبی میاد گرچه که مامانم هنوز همون مامانه بابامم هنوز همون باباست و مثه همیشه

یه پیک نیک صد در صد شاد رو ندارم

یه اتفاق هیجان انگیز تر هم هست

اونم اینکه تغییر گرایشم تایید شد و الان من یه حسابدار به حساب میام

امیدورام خوشی هام به این دوتا ختم نشه و ادامه داشته باشه

داشت یادم میرفت

دیروز از محدوده ی امنم بیرون اومدم

یعنی همون اتاق یه متری

و با مامان و بابام راهی علی بن مهزیار شدم گرچه خیلی غر شنیدم و البته فوش

ولی درنهایت با به اون راه زدن خودم سعی کردم بهم خوش بگذره 

ویه اتفاق هیجان انگیز تر پفک خوردم

چه چیزی تو دنیا میتونه منو بیشتر از پفک خوشحال کنه؟!

.

.

.

.

شاید شفای بیماریم.​


برچسبـهـ ـا : احوال نویس
♥ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۷ ساعت 11:2 توسط زهراموسوی :

Design By : Bia2skin.ir