یه‌ قاچ از زندگی من ...
داستان روزمرگی، دلنوشته،طنز نویسی ،خاطره نویسی و...


آرامش هیجان انگیز


دارم به جایی میرسم که دیگه حتی دنیای مجازی هم منو آروم نمیکنه

از اینکه نه و نمیشه و نشد تو کارام زیاده.... خسته شدم

ای کاش یه اتفاق خوب برام بیفته 

از این کپک بودن دیگه خسته شدم دلم یه هیجان خوب میخواد

مثلا یه پول درست و حسابی بیاد تو زندگیم

یه گوشی بخرم یا یه دوربین 

اونوقته که لحظه به لحظه از زمین و زمان عکس میگرفتم ...نکه تا الان  این کار رو نمی کردم اما

دیگه خسته شدم از عکسای بیکیفیت 

یا مثلا زنگ بزنن بگن تابلوت فروش رفته

واایییییییییییییی اونوقت با پولش یا میرم یه تابلو دیگه میکشم یا همه شو میزارم تو بانک تا جبران

خسارت شه

یا مثلا یهو بار کنیم بریم یه جای دیگه یه شهر دیگه

نمیدونم فقط بریم یه جایی که یه اتاق برای خودم داشته باشم 

خسته شدم از این قبر یه متر ی 

کل اتاق شده یه میز و یه صندلی البته خیلی اتاقم قشنگه چون خودم این یه متری رو تزیین کردم

دل همه رو برده خودمم عاشقشم ولی تو فکر اینم که یه اتاق بزرگ از خودم داشته باشم که هر کاری

دلم خواست توش انجام بدم از دیوارش هر چی دلم خواست آویزون کنم 

هیچی دیگه...خسته ام

اصلا دلم فقط یه آرامش میخواد شاید آرامش هیجان انگیز تر از همه ی اینا باشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 


برچسبـهـ ـا : احوال نویس
♥ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۷ ساعت 15:50 توسط زهراموسوی :

Design By : Bia2skin.ir